صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
* علی محمدزاده
آرشیو وبلاگ
مهر ١٣٨٦
فروردين ١٣٨٦
اسفند ١٣٨٥
بهمن ١٣٨٥
دى ١٣٨٥
آذر ١٣٨٥
آبان ١٣٨٥
مهر ١٣٨٥
لینک دوستان
ابطحی
احسان غنی فر
احسانه نژاد محمد
اشکان خواجه نوری
افسانه کامران
اقتصاد
الهه شاه طالبی
بنانج
ترانه بنکدار
چای داغ
چهارراه تبليغات
حريف
حلقه وصل
دکتر معتمدنژاد
راوی
رضا عطاالهی
زویا زیتونی
ژورنال تبليغات
سميه دهقان
فرافن
فرزاد مقدم
مجتبی خشايارفر
محسن ستايش منش
محسن محمد صادقی
محقق کوچک
محمدامينی مطلق
مريم ناصری
موسسه فرهنگی هنری ايما فيلم تهران
ميثمه جهانبخش
نوشا سعيدی
هم آوا
کفشهای مکاشفه
قالب هاي وبلاگ
تودی لینک
عکاسی
دوستیابی سالم
فاوانیوز
خرید اینترنتی
ماكرومديا ایکس
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان
پاپاراتسی ها یا شکارچیان آبرو
پاپاراتزو paparazzo یا پاپاراتسی paparazzi به معنی خبرنگار یا عکاسیست که بدنبال افراد معروف است تا با غافلگیر کردن آنها عکسهای غیر عادی از آنان بگیرد و به روزنامه ها و مجلات بفروشد متاسفانه درکشور ما ایران مثل بسیاری از دیگر کشورها با پدیدار شدن تلفن های همراه دوربین دار فربانی این امور تنها افراد مشهور نیستند و بسیاری از افراد عادی قربانی این شکارچیان هستند شکارچیانی که برخی نه حتی برای پول بلکه از سر تفنن ویا نا آگاهی و ... اقدام به تجاوز به حریم خصوصی مردم میکنند امروزه اینترنت مملو از عکسهاییست که بدون اجازه صاحبانشان منتشر شده و قربانیان کمتر با این متجاوزین برخورد میکنند و بیشتر بدنبال پاسخگویی به چراهای خود هستند تا به محاکمه کشاندن این شکارچیان آبرو
با توجه به تاکید های بسیار در آموزه های اخلاقی ودینی چرا به دانستن این موضوعات ( مربوط به حریم خصوصی دیگران)علاقه نشان میدهیم و چرا با تلفن های همراهمان بدون اجازه از دیگران مانند یک پاپاراتسی عمل میکنیم
پيام هاي ديگران PermaLink جمعه، 31 فروردين، 1386 - علی محمدزادهعکس مربوط به روی جلد مجله نشنال جیوگرافیست به نام دختر افغان وعکاس آن استیو مک کوری است از سایت www.stevemccurry.com دیدن کنید ضمنا نمایشگاه ایشان در نگارخانه نیکول خیابان تخت طاووس-خیابان پارسا- کوچه آزادی -پلاک ۳۱ از ۲۰ بهمن تا ۲۰ اسفند برپا بود
پيام هاي ديگران PermaLink يكشنبه، 20 اسفند، 1385 - علی محمدزاده
شما چگونه می اندیشید دیجیتال یا آنالوگ؟
موضوعی که یکی از دوستان بسیار عزیزو با احساس دیروز در دانشکده مطرح کرد مرا بر آن داشت تا این یادداشت را بنویسم که اگر از فردی بی اعتماد شدیم مثلا روابط شخصی او با همسرش از نظر ما بسیار نا پسند بود در حالیکه ما با او همکار هستیم یا معلمی که خوب درس میدهد اما دروغگوست آیانسبت به همه ارتباطاتی که با او داریم بایستی بی اعتناء شویم ویا میتوانیم فضا های ارتباطی با یک شخص را جدا جدا تعریف کنیم ؟ ( به تعبیرارتباطات خوانده ها اگر ارتباط با یک فرد یک رمز آنالوگ باشد آیا میتوان آنرا به رموز دیجیتال جدا از یکدیگر تعریف کرد؟ ) آیا انتظار دارید نویسنده کتابی که میخوانید قهرمان آن کتاب باشد؟ واگر متوجه شدید که نویسنده شخصیت بسیار پایینی دارد برخورد شما چه تغییری خواهد کرد؟
نویسنده میتواند یک فروشنده یک استاد ، یک دوست یا هر شخص دیگری باشد که در بخشی جدا از موضوع ارتباطی که با او دارید از او بی اعتماد میشوید در حالیکه در بخش ارتباطی با شما درست عمل میکند
پيام هاي ديگران PermaLink جمعه، 11 اسفند، 1385 - علی محمدزاده
با تشکراز دوستانی که به بخش مسابقه سرزدند یا خواهند زد اعلام میشود تا تاریخ 8 اسفند ماه میتوانند به پرسش مطرح شده پاسخ دهند یا پاسخهای خود را کامل کنند ضمنا اگر نظر یا پیشنهادی برای ادامه مسابفه دارید استقبال می شود همچنین از دادن امتیاز به دوستانتان دریغ نفرمایید
یکی ازکدهای نمایانگر در ارتباطات غیر کلامی(Non Verbal Communication-NVC)عبارت است از جنبه های غیر کلامی گفتار با توجه به زیر وبم بودن صدا ،لحن کلام ، سرعت حرف زدن و ... که حکایت از وضعیت عاطفی، شخصیت ، حایگاه اجتماعی و طرز تلقی شنونده از سخنگودارد در اینجا به چند نمونه از این موارد می پردازم و امیدوارم دوستان آنرا تکمیل تر کنند
صدای یکنواخت = انسان ملال آ ور
سخنرانی آهسته و با تون پایین = افسردگی و پریشانی
صدای بلند با تون موکد وقوی = جدیت شور و اشتیاق
تون و لحن صدای بالا رونده = سرگشتگی وحیرانی
سخنرانی تند وناگهانی= انسان مهاجم و عصبی
سخنرانی طولانی و یکنواخت با تون بالا =انسان غیر قابل باور
پيام هاي ديگران PermaLink جمعه، 4 اسفند، 1385 - علی محمدزاده
از امروز هر دو هفته یک سوال به مسابقه گذاشته می شود در هفته اول دوستان علاقمند پاسخ خواهند داد ودر هفته دوم بر اساس رای گیری توسط خود دوستان ودادن امتیاز از ۱ تا ۱۰ به نفرات اول تا سوم جایزه داده خواهد شد با توجه به موضوع سقف جایزه ها میتواند متغیر باشد لطفا در تکمیل تر شدن مسابقه نظر خود را بفرمایید برای اولین مسابقه جایزه نفر اول ۲۰ هزار تومان و نفر دوم ۱۵ هزار تومان ونفر سوم ۱۰ هزار تومان ویا معادل همین ارقام هدیه ترجیحا کتاب اهدا خواهد شد حال سوال شماره یک :
آیا میدانید ؟تبلیغ برای محصولی که عمر کوتاه دارد مثل تبلیغ برای یک فیلم سینمایی یا محصولی مثل اسباب بازی کودکان که از روی یک شخصیت ساخته شده و در یک دوره بسیار پر طرفدار است وباید بعداز مدتی جای خود را به محصولی دیگر بدهد یا تبلیغ برای یک فرد سیاسی که در دوره ای کرسی ای را اشغال میکند با تبلیغ برای پس انداز در یک بانک یا تبلیغ برای یک شرکت بیمه یا تبلیغ برای محصولاتی که عمر طولانی دارند چه تفاوتهایی دارد؟
پيام هاي ديگران PermaLink چهارشنبه، 25 بهمن، 1385 - علی محمدزاده
خصوصيات دانشجویان کشورهاي مختلف
ژاپن: به شدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!
مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني(action) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!
عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر صورت زنده ماندن درس مي خواند!
چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!
اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد!
گينه بي صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!
اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد! انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!
ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي کند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، و الا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي دهند! او چت مي کند! خيابان متر مي کند، ودر يک کلام عشق و حال مي کند! همه کار مي کند جز اينکه درس بخواند نسل دانشجوي ايراني درسخوان در خطر انقراض است!
نوشته:آقای قلیزاده
پيام هاي ديگران PermaLink دوشنبه، 16 بهمن، 1385 - علی محمدزاده
امروز با یکی از مشتریان که دوست قدیمی هستیم و رابطه نزدیکی داریم برای تبلیغ تلفن های همراه قرار داشتیم حدودأ یکماه گذشته روی کمپین شرکتش و پیام محوری آن کار کردیم وآنرا در بین گروههای هدف آزمایش کردیم و جواب بسیار خوبی گرفتیم به قول آقای اُگیلوی تکلیفمان را انجام دادیم در نتیجه همه بچه ها خوشحال بودند و قرار شد تیزرها را در کیش بسازند و همانجا هم عکسهای مربوط به بیل بردها واستندها و روزنامه را بگیرند از کار خودم به عنوان یک مدیر تبلیغاتی راضی بودم و خوشحال از اینکه همه بچه های گروه این کار رو دوست دارند وکار خیلی موفق خواهد شد (از زحمات مجتبی عزیز هم باید همینجا تشکر کنم). چون در طراحی این کمپین یر خلاف خیلی از کارهای تبلیغی دیگر مشتری عزیز هیچ دخالت نکرده بود و همه چیز هم بر پایه اصول پیش رفته بود همه چیز به نظرمناسب بود تا اینکه مشتری نازنین و دوست عزیز ظهر تشریف آوردند و بعد از کلی تعریف وتمجید خواهش کردند تبلیغات شرکت خیلی جذاب و اثر بخش نباشد چون دشمن ایجاد میکند !!! چشمم به کتاب رازهای تبلیغات آقای دیویدخان فرنگی افتاد که روی میزم بود و اندیشه رازهای تبلیغات در جهان سوم تا شب همراهم بود و به دوستانی فکر میکردم که تازه به عرصه تبلیغات کشور وارد شده اند وبا چه امیدهایی ......
پيام هاي ديگران PermaLink شنبه، 7 بهمن، 1385 - علی محمدزاده
قسمت دوم : چه گامهایی برای تولید یک تبلیغ.....
برای تولید یک تبلیغ پرقدرت وموفق پس ازمطالعه و کشف انگیزه های پنهان مصرف کنندگان، گام نخست خلق مفهومی است که خلاقانه ایجاد شده باشد . خوب است بدانید تعاریف مختلف خلاقیت همه دریک فرمول اصلی مشترک است ،
خلاقیت دوباره چیدن عناصر آشنا اما بی ربط در کنار یکدیگر است آیا این تعریف شباهت بسیاری با تعریف پارادایم ندارد؟ پس در تبلیغ خلاق باید با چیدن عناصر معنی دار که به ظاهر بی ربط هستند در کنار یکدیگر مفهومی جدید خلق کرد بگونه ای که با گرایشها و عقاید پیشین و تجربه شده مخاطبین سازگار باشد. پس ابتدا برای خلق مفهومی خلاقانه به دو موضوع آشنایی و شگفتی در تبلیغ توجه کافی نمایید.
کدامیک از تبلیغاتی که دیده اید این دو ویژگی را داشته اند؟
پيام هاي ديگران PermaLink جمعه، 22 دى، 1385 - علی محمدزاده
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یکبار از این خانه بر این بام برایید
پيام هاي ديگران PermaLink چهارشنبه، 13 دى، 1385 - علی محمدزاده
برای تولید یک آگهی موفق مراحل زیر را در نظر بگیرید:
۱- درباره محصولی که می خواهید درباره آن پیام بازرگانی بسازید مطالعه کنید.
۲- بفهمید رقبای شما برای محصولات مشابه چه نوع تبلیغاتی و البته با چه میزان موفقیتی انجام داده اند.
۳- در میان مصرف کنندگان تحقیق کنید که وقتی درباره محصولتان صحبت می کنند از چه لحنی استفاده می کنند و چه ویژگیهای از محصول برای آنها حائز اهمیت است.
۴- فکر بزرگی در کارتان باشد تا توجه مصرف کنندگان را جلب کند.
۵- خود محصول را به قهرمان آگهییتان تبدیل کنید.
۶- ......
پيام هاي ديگران PermaLink جمعه، 8 دى، 1385 - علی محمدزاده
بنام خدا
بنا بفرموده آقای دکتر گیویان در 35 غزل اول دیوان شمس الملة والدین محمد الحافظ الشیرازی بدنبال کلمه مردم گشتم و جز سخن با مردم ، در باره مردم و دفاع از مردم چیزی نیافتم ولی کلمه مردم در میان نبودمگر (این قوم ، مهمان دنیا،خلق جهان،عالمی،دگران،خاص وعام،خلقی، مجلسیان و ... )که ایشان با الفاظی فخیم و ترکیباتی منسجم بی پروا و رندانه
به آنان مهر می ورزد:
خلقی زبان به دعوی عشقش گشاده اند ای من فدای آنکه دلش با زبان یکیست
با آنان زندگی می کند:
هر که آمد بجهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست
بین آنان احساس تنهایی می کند:
محرم راز دل شیدای خود کس نمی بینم زخاص و عام را
پند می دهد:
مرو از خانه گردون بدر و نان مطلب کاین سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی ، قارون کند گدا را
همه عالم را در مقابل خود و معشوقش می بیند:
اگر همه خلق جهان بر من و تو حیف برند بکشد از همه انصاف ستم داور ما
به سرت گر همه عا لم به سرم جمع شوند نتوان برد هوای تو برون از سرما
در کنار مردم حاکمان را رسوا می کند:
اگر چه با ده فرحبخش و باد گلبیز است به بانگ چنگ مخورمی که محتسب تیزست
صراحی و حریفی گرت به چنگ افتد بعقل نوش که ایام ، فتنه انگیزست
در آستین مرقع پیاله پنهان کن که همچو چشم صراحی زمانه خونریزست
از خواص گله می کند:
عمرتان با د و مراد ای ساقیان بزم جم گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما
لیکن مهرورزی را توصیه می کند:
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون نیکی بجای یاران، فرصت شمار یارا
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
از مردم می آموزد:
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نا مکرر است
وضع جامعه خود را بیان می کند:
حافظا می خورو رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چو دگران قرآن را
ایشان در کمال انسانی چنان پیش می رود که خود مظهر دین و از راز درون پرده آگاه و جلوگاه حقیقت و یقین یعنی لسان الغیب می شود:
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد.
معنا ومفهوم، تضاد بین ظاهر و باطن و همپوشانیها انشالله در یادداشت بعد .
پيام هاي ديگران PermaLink سه شنبه، 28 آذر، 1385 - علی محمدزاده
به یاد عمران صلاحی
از معبری غریب رسیدم به معبدی
بر در نوشته بود ند:
لطفاً به جای کفش
پا را در آورید
تهران ۲/۳/۷۶
پيام هاي ديگران PermaLink يكشنبه، 5 آذر، 1385 - علی محمدزاده
به سفارش دکتر متولی پس از مدتها سری به غزلیات مولانا زدم و دیدم این پیر عشق و ارتباطات آخر بازاریابی و مشتری مداریست او می فرماید:
ای یار من ای یار من ، ای یار بی زنهار من
ای دلبرو دلدار من ، ای محرم و غمخوار من
ای در زمین ما را قمر ، ای نیمشب ما را سحر
ای در خطر ما را سپر ، ای ابر شکّر بار من
هم رهزنی هم رهبری ، هم ماهی و هم مشتری*
هم این سری هم آن سری ، هم گنج و استظهار من
من به این نتیجه رسیدم که اگر می خواهیم ارتباطات بدانیم مثنوی و غزلیات مولانا را باید بسیار بخوانیم لذا پیشنهاد می کنم مثنوی کلاله خاور( چاپخانه خاور ) و گزیده غزلیات شمس ( محمد رضا شفیعی کدکنی) انتشارات امیرکبیر را تهیه فرمایید.
* ما در اینجا با اجازه مولانا از معنی غیر سیاره ای و زمینی آن استفاده کرده ایم .
پيام هاي ديگران PermaLink جمعه، 26 آبان، 1385 - علی محمدزادهازهمه دوستانی که در این مدت به من سرزده و اظهار لطف کرده اند سپاسگزارم اینبار می خواهم از« آن» برای شما بگویم برای من «آن» یک راه است برای انتخاب همه چیز خصوصاً آدمها من از ۱۵ سالگی با این رمز عجیب آشنا شدم و با« آن» زندگی کردم از دواج کردم دوستانم را انتخاب کردم و... از همه کسانی که « آن» را میشناسند پرسیده ام هیچ کس تا به حال تعریف دقیقی از« آن» نکرده فقط این را میدانم که بعضی« آن »دارند بعضی ندارند برخی زیبا هستند خوب حرف میزنند بقول معروف مردمدارند ولی« آن» ندارند بعضی خیلی تلخند ولی «آن» دارند من هیچ تعریف کاملی از« آن» ندارم و هیچ جا ندیدم فقط جناب حافظ میفرماید {بنده طلعت آن باش که «آنی» دارد} شما هم امتحان کنید اولش کمی سخته برای شروع توصیه میکنم اول بدون هیچ ترس یا خجالت یا رودرواسی با خودتون خیلیها رو از دلتون بیرون کنید وبه زندگیتون دیگه راه ندین دوم صبور باشید وهمه درها رو نبند ین سوم به دلتون رجوع کنیدولی با عقلتون ببینید و از هیچ هشداری هم چشم پوشی نکنید چهارم فقط در آدمها دنبال «آن» بگردین و ابتدا با یکی از دوستانتان مشترک شروع کنیدومدتی فقط به آدمهایی که میبینید نمره«آن» بدین و با هم مقایسه کنید امیدوارم موفق باشید
پيام هاي ديگران PermaLink پنجشنبه، 25 آبان، 1385 - علی محمدزاده
به توصیه دوستان و اساتید محترم و با توجه به سالیان زیادی که در عرصه تبلیغات کشور بوده ام از امروز قصد دارم با کمک دوستان به صورت گام به گام چند پروژه تبلیغی را شرح داده و آن را تکمیل و به اجرا برسانیم .
در مرحله اول: شرکتی که نماینده انحصاری قفل های دیجیتال از کره جنوبی است و چند نماینده معتبردر سطح تهران دارد قصد دارد این قفل ها که کاربرد آپارتمانی و اداری دارد را در سطح وسیع در کشور به فروش برساند مشکل اصلی در سمت تقاضا نبود فرهنگ استفاده از اینگونه قفل ها و مشکل دوم کمبود بودجه برای تبلیغات از سوی فروشنده است به نظر شما بهترین راه فروش این قفل ها چیست؟ و شما چگونه می توانید به فروش آن کمک کنید. برای آشنایی با محصولات از سایت www.hisecuer.com دیدن نمایید.قطعاْ سهم وپاداش فروش محفوظ میباشد.
پيام هاي ديگران PermaLink دوشنبه، 15 آبان، 1385 - علی محمدزاده
همه مردم
دارند اما همه ستاره ها یک جور نیست واسه آنهایی که به سفر می روند
حکم راهنما را دارد واسه بعضی دیگر فقط یک مشت روشنایی سو سو زن اند برای بعضی ها که اهل دانش اند هر ستاره یک معما است اما اگرگلی را دوست داشته باشی که توی یکی از این ستاره ها باشد شب تماشای آسمان چه لطفی پیدا می کند همه ستاره ها و آسمان غرق 


می شوند.






